برنده و بازندگان بازی فیلترینگ

نقدی بر مسابقۀ تسلیحات تکنولوژیک بر بستر اینترنت

شروع ماجرا

در اواخر دهۀ 1990 میلادی میلیون‌ها کاربر اینترنت در ایالات متحده آمریکا از خدمات اشتراک‌گذاری فایل‌های نظیربه‌نظیر[i] (p2p) که انتشار فایل‌های دارای حق مالکیت معنوی مانند موسیقی را تسهیل می‌کرد، استقبال بی‌نظیری کردند. این موضوع با اینکه مورد استقبال بسیاری از کاربران قرار گرفت اما می‌توانست مانع از اجرای قانون ملی حق مالکیت معنوی در آمریکا گردد و یکی از مصادیق این ادعا باشد که اینترنت می‌تواند کارکردی را محقق سازد که قوانین جاری در محدوده‌های مرزها به شکلی سیستماتیک از تنظیم‌گری آن عاجزند، اما این نگاه خوشبینانه بود.

شکایت‌های مطرح‌شده توسط انجمن صنعت ضبط آمریکا[ii]  (RIAA)استفاده از چنین خدماتی را تحت تاثیر جدی قرار داد. انجمن صنعت ضبط آمریکا در سه شکایت مختلف نشان داد که قوانین قلمرو جغرافیایی و فیزیکی ایالات متحده آمریکا در مورد قانون ملی حق مالکیت معنوی بر بستر اینترنت نیز نافذ است. این انجمن در نخستین اقدام خویش با موفقیت از نَپستِر[iii] که مبتنی بر یک فهرست مرکزی برای تسهیل اشتراک‌گذاری فایل استفاده می‌کرد، شکایت کرد [1, p. 106]. در مرحلۀ بعد، با شکایت از گروکستر[iv] ، حکم مهمی از دادگاه عالی گرفت که بر اساس آن شرکت‌ها نمی‌توانند به طور قانونی مدل تجاری خود را بر اساس نقض حق مالکیت معنوی قرار دهند [1, p. 121] و نهایتا در شکایت سوم، تعداد قابل‌توجهی دعوی را علیه کاربران فردی در دادگاه‌های ایالات متحده آمریکا به راه انداخت [1, pp. 114-115].

ادامه مطلب

چه شد که حجاب اجباری شد؟ (قسمت سوم)

مقدمه

در قسمت قبلی این مجموعه‌یادداشت (چه شد که حجاب اجباری شد؟ قسمت دوم) به اتفاقات بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ پرداختم. دیدیم که در این سال‌ها با خروج رضاشاه از کشور و از بین رفتن نظام پلیسی و امنیتی او، گرایش به چادر مشکی دوباره در ایران رشد کرد. همچنین دیدیم که دولت مصدق بنا به برخی مصلحت‌ها از جمله اینکه همراهی گروه‌های مذهبی محافظه‌کار را با خود داشته باشد، از حق رأی زنان دفاع نکرد. وقتی مصدق چنین تصمیمی گرفت، برخی از رهبران نهضت فداییان اسلام (یک گروه مسلحانه طرفدار اسلام به‌رهبری مجتبی نواب صفوی که از سال ۱۳۲۰ شکل گرفته بود) از مصدق خواستند که نماز جماعت در ادارات و وزارتخانه‌ها برگزار شود و حجاب در سراسر کشور اجباری گردد و مشروبات الکلی نیز ممنوع و کارمندان زن هم از سازمان‌های دولتی اخراج شوند.

واضح بود که مصدق به چنین خواسته‌هایی تن نمی‌دهد. فداییان اسلام هم در پاسخ به بی‌توجهی مصدق به خواسته‌های آنان، سعی کردند فشارهایی به دولت وارد کنند تا اقتدار آن را تضعیف کنند. از جملۀ این فشارها تشکیل گروهی به اسم «جمعیت پلیس‌های مخفی اسلام» بود که کار اصلی‌شان ایجاد آشوب و حمله به مغازه‌ها و زنان بی‌حجاب، تحت عنوان «مبارزه با فحشا، بی‌حجابی و مشروبات الکلی» بود. در این قسمت می‌خواهم به این پرسش بپردازم که «چرا در کشوری که در دهۀ ۱۳۳۰ شمسی هیچ درخواست عمومی برای حجاب اجباری وجود ندارد، در سال ۱۳۵۷ حجاب اجباری می‌شود و هیچ تشکل و حزب سیاسی تأثیرگذاری با حجاب اجباری مخالفت نمی‌کند و حتی بسیاری از روشنفکران نیز از این امر دفاع می‌کنند؟».

ادامه مطلب

حکمرانی چیست و چرا اهمیت دارد؟

حکمرانی چیست؟

چرا حکمرانی اهمیت دارد؟

چه ارتباطی بین حکمرانی و جامعه وجود دارد؟

شاخص‌های یک حکمرانی خوب چیست؟


مقدمه

حکمرانی را می‌شود اینگونه تعریف کرد: «سیستم یا نظامی که به‌وسیلۀ آن بعضی چیزها جهت‌دهی و کنترل می‌شوند. این سیستم با ساختار و فرایندهای تصمیم‌گیری، مسئولیت و کنترل مرتبط است. حکمرانی بر روی این تأثیر می‌گذارد که چیزهایی که درون سازمان هستند (اعم از افراد، پرونده‌ها، بودجه‌ها، مقام‌ها و غیره) چگونه مرتب، هدف‌گذاری و کسب شوند؛ همچنین چگونه ریسک‌ها کنترل شوند و در نهایت عملکرد بهینه شود».

همانطور که از این تعریف معلوم است حکمرانی، یک فعالیت منفرد و تک نیست؛ بلکه یک سیستم و فرایند است. به همین دلیل یک استراتژی حکمرانی خوب، نیازمند یک رویکرد سیستماتیک است که شامل برنامه‌ریزی استراتژیک، مدیریت ریسک و مدیریت اجرا می‌شود. حکمرانی مانند فرهنگ سازمانی، یکی از مؤلفه‌های اصلی است که در یک سازمان موفق مهم است. حالا این سوال پیش می‌آید: «چرا حکمرانی مهم است؟». دلایل مختلفی وجود دارد.

ادامه مطلب

چه شد که حجاب اجباری شد؟ (قسمت دوم)

مقدمه

در مطلب پیشین (چه شد که حجاب، اجباری شد؟ قسمت اول)، به مسئلۀ «کشف حجاب» در دورۀ پهلوی اول پرداختیم. این پدیده آن‌قدر در طول تاریخ معاصر ایران اهمیت دارد که شاید کمتر فعال سیاسی و اجتماعی در مورد آن اظهارنظر نکرده باشد. دو نمونه از این اظهارنظرها را در اینجا ذکر می‌کنم. اولی از آیت‌الله خمینی که در هفدهم دی‌ماه 1357 (سالروز کشف حجاب)، حدود دو ماه مانده به پیروزی انقلاب که می‌گوید: «من یادم هست (هر کس سنش به سن ماهاست یادش هست) که هفده دی چه شرارتی کرد این آدم [رضاشاه]. چقدر به این ملت فشار آورد. چه اختناقی ایجاد کرد».

اظهارنظر دوم از محمدرضا پهلوی که بعد از نشستن بر تخت سلطنتی، رفتار قلدرمنشانۀ پدرش در این زمینه را این‌گونه نکوهید: «عاقلانه آن بود که اقدامات اصلاحی با رویۀ دموکراتیک تعقیب شود تا نتایج عالی‌تری عاید کشور گردد… همین که پدرم از ایران خارج شد در اثر پاشیدگی اوضاع در دوران جنگ جهانی دوم، بعضی از زنان مجدداً به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به کشف حجاب عدول کردند. ولی من و دولت از این تخطی چشم‌پوشی کردیم». در یادداشت کنونی می‌خواهیم به اتفاقات مرتبط با حجاب در دوران ابتدایی سلطنت محمدرضا پهلوی (بین سال‌های 1320 تا 1332) بپردازیم.

ادامه مطلب

پارادوکس سیاست‌زدایی

مقدمه

مذاکرات دربارۀ برجام در جریان است اما همه‌چیز در سکوت خبری به سر می‌برد. با توجه به سیل اخبار پیرامون برجام در دولت قبلی و سکوت خبری در دولت فعلی به نظر می‌رسد که سیاست دولت و حاکمیت در مورد برجام این است که مذاکرات کاملاً در سکوت خبری برگزار شوند تا فضای رسانه‌ای هزینه‌سازی نکند. اما این سکوت خبری برای هزینه‌زدایی از مذاکرات را باید در یک پازل بزرگ‌تر مشاهده کرد. تلاشی با هدف سیاست‌زدایی از جامعۀ ایران.

از سال 88 به بعد ما شاهد یک پروژۀ کلان سیاست‌زدایی از جامعۀ ایران هستیم. هزینه‌های سیاسی ایجادشده در سال 88 سبب شد که حاکمیت و به‌طور خاص نهادهای امنیتی پروژۀ کلانی را با هدف سیاست‌زدایی دنبال کنند. جلوۀ این پروژه در دانشگاه‌ها کاملاً قابل‌رؤیت است. مسأله به یکی از طرفین سیاسی مصطلح نیز تقلیل پیدا نمی‌کند. سیاست‌زدایی پروژۀ کلانی است که به علی‌الظاهری تمامی بازیگران سیاسی حاضر در عرصه نسبت به آن اجماع دارند.

اما در دل سیاست‌زدایی پارادوکسی نهفته است که خلاف خواست سیاست‌مداران ایرانی است. پارادوکسی که در نهایت مناسبات را خلاف خواست حاکمیت پدرسالار پیش می‌برد و عرصه را در بلندمدت برای او تنگ‌تر می‌کند و هزینه‌زایی بیشتری برای او به همراه دارد. اما پیش از ارزیابی نتایج این سیاست‌زدایی اجازه دهید کمی به ریشه‌های آن بپردازیم. چرا دولت ایرانی هدف کلان سیاست‌زدایی از جامعه را دنبال می‌کند؟

ادامه مطلب

ترور، مذاکره و بی‌تفاوتی

(توجه: این یادداشت در تاریخ 13شهریور1401 و دوهفته پیش از آغاز اعتراضات شهریور1401 نوشته شده است.)

ماجرای ترورهای سه‌گانه

مدتی است فضای مذاکرات برجام را در سکوت رصد می‌کنم. نقش بازیگران مختلف در فرایند چانه‌زنی، معادلۀ چندوجهی و پیچیده‌ای را پیش روی ذهنم به‌عنوان یک شهروند علاقه‌مند به بهبود وضع معیشت مردم قرار می‌دهد. هر فرد و گروهی در این بازی منافع خود را مطالبه می‌کند و من هم به‌عنوان جزئی از یک جمعیت بزرگ اول خواهان منافع فردی، بعد گروهی و نهایتا خیرجمعی هستم. برای هر شهروند ایرانی ارزش نازل ریال آزارنده و غیرقابل‌چشم‌پوشی است. اما در خلال مذاکرات و در روزهایی که احتمال امضای یک قرارداد بین‌المللی تعیین‌کننده وجود دارد، چند چهرۀ شاخص و پرحاشیۀ غربی در معرض ترور قرار می‌گیرند. وجه اشتراک هر سه نفر نیز ایران یا اسلام‌ستیزی است. این پرسش در ضمیرم شکل می‌گیرد که در آستانۀ  امضای یک قرارداد بین‌المللی، ترور سلمان رشدی، بولتون و پومپئو به نفع ارزش ریال است یا به ضرر آن؟

پاسخ ساده و دردسترس آن است که این ترورها نابهنگام و به ضرر منافع ملی ماست. واکنش مرندی مشاور تیم مذاکره‌کننده ایران نیز از آغاز بیانگر نامناسب‌دیدن تاثیر این رخدادها در روند مذاکرات است. اما برخی در کشور فریاد و هلهله سر دادند و بربادرفتن سر سلمان رشدی را سزاوار و ارزشمند قلمداد کردند. این وضعیت ابهام پررنگی در ذهنم ایجاد می‌کند. آیا این‌هایی که شادی می‌کنند از سقوط ارزش ریال و احتمال به‌خطرافتادن تمامیت معاهدۀ بین‌المللی بی‌خبرند؟ یا سطح بالاتری از معادلات را در نظر دارند که همچو منی از آن بی اطلاع و بی‌خبر است؟

ادامه مطلب

اقتصاد دانش بنیان چیست؟ (2)

در مطلب قبلی (اقتصاد دانش‌ بنیان چیست؟ ۱) به خاستگاه و مفهوم اقتصاد دانش‌بنیان پرداختیم و گفتیم که وجه تمایز اقتصاد دانش‌بنیان نسبت به صورت‌بندی‌های اقتصادی پیش از آن وزن دانش و اطلاعات در خروجی اقتصاد است و در نوشتار پیش‌رو قصد داریم تا به جایگاه اقتصاد دانش‌بنیان در ایران بپردازیم.

اقتصاد دانشبنیان در تاریخ معاصر

پرداختن به واردات و خلق فناوری از دهه‌ها قبل در بین سیاست‌گذاران ایرانی مطرح بوده و در برهه‌هایی همچون دهۀ 1330 و یا 1370 پررنگ گشته است و ایدۀ محوری اکثر نهادهای ایجادشده در این برنامه‌ها سمت‌وسوی خرید فناوری و یا همکاری و مونتاژ بوده است اما آنچه به اقتصاد دانش‌بنیان یعنی استفاده از دانش در فناوری و ایجاد محصولات مربوط می‌شود در سال‌های پایانی دهۀ 70 شمسی رقم می‌خورد.

پس از انقلاب و در برنامه‌های اول و دوم توسعه در بین سال‌های 1368 تا 1378 اشارۀ صریحی به مباحث اقتصاد دانش‌بنیان نداریم و صرفاً به بهره‌وری کل عوامل تولید به صورت غیرعلنی اشاره شده است به‌طوری که فقط می‌توانیم بعد «تحقیقات» اقتصاد دانش‌بنیان را قرین آن بدانیم. اولین تلاش‌ها برای ورود به اقتصاد دانش‌بنیان در برنامۀ سوم توسعه و هم‌زمان با ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی اتفاق می‌افتد و تعدادی دیگر از ابعاد اقتصاد دانش‌بنیان موردتوجه قرار می‌گیرد. دولت جدید در اولین تلاش توسط مشاور فناوری رئیس‌جمهور، محمدتقی ابتکار برای ایجاد معاونت علمی ریاست‌جمهوری با شکست روبه‌رو می‌شود و این دوره در رتبه‌بندی اقتصاد دانش‌بنیان بین 24 کشور منطقه در جایگاه 17 قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب

گشایش در تنگنای حکمرانی؛ نقادی نوشتار حکمرانی در تنگنا نوشتۀ محمد زرهانی

آنچه در این سطور می‌آید، محصول نقادی نوشتار حکمرانی در تنگنا است که توسط دوست عزیزم محمد زرهانی نگاشته شده است. زرهانی به‌خوبی از یک بحران و مشکلات بنیادی در وضعیت حکمرانی کشور صحبت می‌کند. وضعیتی که آن را تنگنا می‌نامد. اما در گذر از این تنگنا در دام کلیشه‌هایی سنتی می‌افتد که به گمان من، مشکلی را حل نمی‌کند بلکه تنها راه را بر دیدن زمینه‌های تغییر می‌بندد.

1 . عدالت را در سطل زباله بیندازید.

زرهانی مسیر خود را از عدالت آغاز می‌کند و استدلال می‌کند که یکی از ریشه‌های محوری تنگنای حکمرانی به نبود عدالت باز می‌گردد. او در ادامه عدالت را با وضعیت رضایت‌مندی عمومی این‌همان می‌گیرد و لزوم توجه به مفهوم رضایت‌مندی را در لایۀ حکمرانی مد نظر قرار می‌دهد.

این‌همان‌انگاشتن وضعیت عدالت با رضایت‌مندی خود دعوی محل بحثی است. حتی اگر فرض کنیم که در یک وضعیت عادلانه همگان رضایت‌مند نیز باشند، محل بحث است که آیا شرط رضایت‌مندی برای تحقق عدالت کافی است؟ پرسش دیگر این است که شاید رضایت نه خود عدالت بلکه نشانه‌ای از آن باشد. علاوه بر این وضعیتی ناعادلانه را در نظر بگیرید که در فضای یک سازمان بالادستان مشغول فساد هستند. یک اصلاحات موسوم به عادلانه مسلماً رضایت آن‌ها را تقلیل خواهد داد. بنابراین قائل شدن به چنین پیوندی میان عدالت و رضایت ناموجه به نظر می‌رسد.

ادامه مطلب