با گسترش فناوری اطلاعات و دگرگونی ارتباطات انسانی در سالیان گذشته پادکستها بهعنوان جلوهای مستقل از تولید محتوا توسعه داده شدهاند و به دلیل سهولت در تهیه با افزایش کمیت آنها روبرو بودهایم که این ویژگی باعث سردرگمی در انتخابشان میشود. پادکست سکه حاصل تلاش دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران با راهبری مهدی ناجی استاد این دانشکده از معدود پادکستهایی که توانسته با نگاهی مدون و رابطه با طیف گستردهای از نخبگان، مسئولین سابق و فعلی با رویکردی تخصصی اما در عین تلاش برای سادهسازی به ترویج مسائل اقتصادی در جامعه بپردازد. گپوگفت این پادکست با محمدجواد آذری جهرمی وزیر و معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولتهای یازدهم و دوازدهم در قسمت 71 و 72 بهانۀ این نوشته شد.
آذری جهرمی بهعنوان اولین وزیر متولد بعد از انقلاب از زمان طرح نامش بهعنوان وزیر پیشنهادی در سال 1396 شروعی جنجالساز در فضای سیاسی کشور داشته است. جنجالهایی که گاه از جنس فنی مانند مذاکره بهعنوان نمایندۀ کشور با تلگرام بوده و گاه کلکلهای فوتبالی و حتی انتشار عکس غیرمعمولش برای آزمایش قدرت فیلترینگ اینستاگرام اما جنس حضور او در پادکست سکه وجهی متفاوت دارد. حضور آذری جهرمی در فضای عمومی اعم از رسانههای رسمی و شبکههای اجتماعی بهقدری حسابشدهتر از پیشینیان خود است که به فرآیندی برای چهرهسازی در رقابتهای انتخاباتی آینده تعبیر شده است، مهارتی که در این برنامه نیز شاهد آن هستیم و هرچند بارها در 3 ساعت برنامه بیان میکند قصد دفاع از عملکرد خود در زمان تصدی وزارت را ندارد اما عملا همین کار را انجام داده و مجری نیز که از استادان اقتصاد است جز حوزۀ تخصصی خود حرف زیادی برای گفتن و بهنقدکشیدن او ندارد تا جایی که یک برنامۀ اقتصادی به میدانی برای بیان تفکرات مهمان بدل میشود.
سوال اصلی این گفتگو «نگاه سیاستگذار به اقتصاد و جوانب اقتصادی تصمیمات اوست» و چه شخصی بهتر از وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات.
https://hatefcenter.org/fa/wp-content/uploads/2022/10/آذری-جهرمی-پادکست-سکه.jpg12801280محمدرضا علیآبادیمحمدرضا علیآبادی2022-10-31 14:26:422023-05-17 10:31:05نقد و بررسی اپیزود 71 و 72 پادکست سکه با حضور محمدجواد آذری جهرمی
امروزه همه میدانند که حجاب برای جمهوری اسلامی یک مسئلۀ حیاتی است. شاید برای نشاندادن این حیاتیبودن، همین کافی باشد که بدانیم بر اساس مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1385، 32 نهاد و سازمان باید در راستای ترویج فرهنگ حیا و عفاف کار کنند. اما اشتباه است که فکر کنیم حجاب صرفاً امروز تبدیل به یک معضل شده است. برای مثال در سال 1380، فقط تعداد پروندههای مختومه در دادگاههای عمومی که با موضوع «اعمال منافی عفت» مطرح شد، نزدیک به 80 هزار مورد بود. از موارد عمده که ذیل عنوان اعمال منافی عفت میتوان طبقهبندی کرد «بدحجابی»، «زنا» و رابطۀ دختر و پسر است.
حتی در سالهای عقبتر نیز چنین آمارهای عجیبی را میبینیم. در سمینار امر به معروف و نهی از منکر که در مرداد 1371 برگزار شده بود، این آمار داده شد که تنها در چهار ماه ابتدایی همان سال (1371) «یکصد و سیزده هزار زن تحت عنوان بدحجابی، اشاعۀ منکرات، و فساد و بیحجابی بازداشت شدند». «بدحجابی» و «بیحجابی» در ایران جرم است، زیرا حجاب در جامعۀ ایران الزام قانونی دارد. حال سوال این است که چه شد حجاب به صورت یک الزام قانونی در آمد.
حکایت سیاستگذاری فناوری در جمهوری اسلامی، مسیر ثابتی را پیموده است. یک چرخه که بهکرات تکرار میشود. چرخهای که به پیامدهای دلخواه سیاستگذاران نیز نمیانجامد و در عمل نارضایتی عمومی را نیز تشدید میکند. اگرچه این چرخۀ ثابت هرگز به نتیجۀ دلخواه حکمرانان نینجامیده است اما با این حال فقدان درسآموزی از عمل، یادگیری از اشتباه را به امری بسیار صعب مبدل ساخته که بهتبع آن یک خطای واحد بهکرات از ناحیۀ سیاستگذاران تکرار میشود.
https://hatefcenter.org/fa/wp-content/uploads/2022/10/سیاستگذاری-فناوری-اطلاعات-در-جمهوری-اسلامی-ایران.jpg5251050محسن حسننژادمحسن حسننژاد2022-10-24 16:06:572022-10-24 16:14:16سیاستگذاری فناوری اطلاعات در جمهوری اسلامی ایران
آنچه در ادامه میآید مبتنی بر پیشفرض اولیۀ وجود تنگنای حکمرانی در ایران است. بنا بر علایم متعددی در سطوح خرد و کلان، امر حکمرانی در کشور با صعوبت و سختیهای متراکم همراه شده و به نظر میرسد که مدیریت برای هر شخص، حزب و گروهی بیش از اندازه دشوار و مسئلهساز گشته است. پیدایش این وضعیت متاثر از عوامل چندگانهای است که در این نوشته به واکاوی عمیق آن نمیپردازیم. اما تا جای ممکن راهکارهایی را ناظر به گذشته و حال بیان کرده و با نگاهی خوشبینانه به آینده، موارد راهگشایی را ناظر به جامعه ارائه میکنیم تا هر مدیر و مسئولی در کشور بتواند از آن بهره برده و ناظر به آن سازمان و پیرامون خود را تا جای ممکن سامان دهد.
البته تردید نیست که ادبیات حجیمی در این حوزه گردآوری و تالیف گشته و این بیان مختصر، میل به تقلیل مسائل ریشهدار حکمرانی در ایران ندارد. سادهسازی مسیر چیزی غیر از تقلیلگرایی است. سادهسازی با نیت اصلاح و بهبود عملکرد در حکمرانی میتواند آیندۀ بهتری را برای همۀ ما در کشور فراهم سازد و این نوشته بر اساس همین انگیزه از منظر یک پژوهشگر علوم اجتماعی تا جای ممکن با صراحت، شفافیت و سادگی بیان شده است.
https://hatefcenter.org/fa/wp-content/uploads/2022/10/حکمرانی-در-تنگنا-scaled.jpg17102560سید محمد زرهانیسید محمد زرهانی2022-10-22 18:40:562022-11-26 11:27:43حکمرانی در تنگنا و تلاش برای ارائۀ راه حل (1)
نئولیبرالیسم اصطلاحی است که در سالهای اخیر بهشدت بر سر زبانها است. از فضای دانشگاهی و مقالات علمی گرفته تا فضای رسانهای و سیاسی این اصطلاح را به کرّات به کار میبرند. اما پرسش بجایی است که این اصطلاح اساساً چه معنایی دارد؟ چه کسی را میتوان نئولیبرال دانست؟ و چرا این واژه تا به این اندازه پرتکرار شده است؟
استعمال واژۀ نئولیبرال تنها به نزاعهای سیاسی، رسانهای و علمی در مسند بینالمللی محدود نمیشود. همچنین در فضای سیاسی و رسانهای ایران این واژه بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. برخی نئولیبرالیسم را یک پروژۀ امنیتی برای نفوذ در ساختار اقتصادی و سیاسی کشور تلقی میکنند و برخی دیگر نیز دلیل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی سالهای اخیر جامعۀ ایران را در نئولیبرالیسم جست و جو میکنند.
جنجالها بر سر نئولیبرالیسم در ایران
در این سالها افراد مختلفی نئولیبرالیسم و شیوع سیاستهای نئولیبرال را منشأ مشکلات متأخر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران دانستهاند. از سوی دیگر، برخی از صاحبنظران فضای سیاستهای اقتصادی حاکم بر ایران را بهشدت دور از اقتصاد باز و بازار آزاد میبینند؛ و به همین علّت، ریشهیابی مشکلات ایران در پدیدهای به نام نئولیبرالیسم را مبارزه با دشمنی خیالی و ناموجود به حساب میآورند.
https://hatefcenter.org/fa/wp-content/uploads/2022/10/نئولیبرالیسم-چیست؟-و-چرا-تا-این-اندازه-صحبت-از-آن-بر-سر-زبانها-است؟.jpg338581محسن حسننژادمحسن حسننژاد2022-10-19 13:58:362022-12-01 03:51:07نئولیبرالیسم چیست؟ و چرا تا این اندازه صحبت از آن بر سر زبانها است؟
بر اساس آمار منتشرشدۀ فیسبوک، درآمد ناخالص این شرکت در سال 2020 بالغ بر 85 میلیارد دلار و ارزش بازاری این شرکت در سال 2022 بالغ بر 562 میلیارد دلار بوده است و 83553 نفر نیز در این شرکت مشغول به کار هستند[1]. این آمار دربارۀ آمازون نیز جالبتوجه است، درآمد ناخالص آمازون در سال 2021، بالغ بر 469 میلیارد دلار و ارزش این شرکت نیز در سال 2022 بالغ بر 1322 میلیارد دلار تخمین زده شده است[2].
برای فهم بهتر اعداد شاید مقایسه آنها با درآمد نفتی کشورهای عضو اُپک ایدۀ خوبی باشد، در سال 2021 درآمد جمهوری اسلامی ایران از صادرات نفت در حدود 39 میلیارد دلار و این شاخص در مورد عربستان سعودی (با بیشترین میزان صادرات نفتی در بین این کشورها) در حدود 184 میلیارد دلار بوده است[3].
بهعنوان آمار جالبتوجه دیگری دراینباره، میتوان به گزارش تحلیلی فوربس اشاره کرد. بر اساس گزارشی که فوربس در سال 2020، تحت عنوان «20 برند ارزشمند دنیا» منتشر کرده است، هر 5 برند نخست این لیست (گوگل، آمازون، مایکروسافت، اپل و فیسبوک) مربوط به شرکتهایی با ماهیت پلتفرمی بودند[4].
اقتصاد سیاسی و تنظیمگری پلتفرمهای دیجیتال
این آمار نشاندهندۀ تغییر مهمی در عرصۀ اقتصاد جهانی است که این تغییر مهم مسائل نوینی را در عرصۀ اقتصاد سیاسیِ ایجاد، توسعه این پلتفرمها و همچنین سیاستگذاری و تنظیمگری آنها مطرح میکند که نیازمند بازاندیشی اساسی در رویکردهای مرسوم و رایج حکمرانی اقتصادی است؛ از سوی دیگر تشدید نگرانیها در مورد رشد و گسترش سریع، قدرت نامتقارنِ فزایندۀ شرکتهای پلتفرم آنلاین، توجه سیاسی و اجتماعی زیادی را به خود جلب کرده و مشروعیت یک رژیم نظارتی حداقلی را که پایه و مبنای قوانین تنظیمگری کسب و کارها در کشورهای توسعهیافته بوده است را تضعیف کرده[5] و جای خود را به بحثهای پرچالشی حول سیاستهای مداخلهگرایانهتر دولتی و اقداماتی اجرایی در راستای عملیکردن این سیاستها داده است.
به نظر میرسد ظهور واکنشهای سیاسی اخیر به قدرت فزایندۀ این شرکتهای پلتفرمی را با استفاده از مفهوم جنبش دوگانۀ پولانی بهخوبی بتوان تبیین و تحلیل کرد. کارل پولانی، اندیشمند مجارستانی در کتاب خود با عنوان «دگرگونی بزرگ» برای اولین بار مفهومی را طرح میکند با عنوان «جنبش دوگانه» که در متون ترجمهشدۀ داخلی با تعابیری چون «حرکت دوگانه» یا «جنبش مضاعف» نیز از آن یاد شده است. پولانی معتقد است که در 200 سال گذشته دو جریان اجتماعی به شکلی دیالکتیکی در تقابلی پیوسته با یکدیگر عمل میکنند، در این فرآیند جریانی پیوسته در حال بازاریکردن جامعه است و جریانی دیگر در پاسخ به جریان بازاریسازی جامعه سعی در توسعه فرآیندهای حمایت اجتماعی دارد. به دیگر سخن؛ در وهلۀ نخست، کسانی که در پیِ پیادهسازی دکترین «لسهفر» هستند، پیوسته به دنبال «جداسازی» اقتصاد از جامعه هستند تا آنچه را پولانی «جامعۀ بازار» مینامد ایجاد کنند که در آن همه چیز کالایی میشود[6]. در مقابل و در وهلۀ بعدی، یک «جنبش آناتاگونیستِ» واکنشی به وجود میآید که بهموجب آن جامعه تلاش میکند تا اقتصاد را از طریق ایجاد حمایتهای اجتماعی مانند قوانین کار و تعرفهها، مجددا درون خود جای داده و آن را به وضعیت اجتماعی سابق خویش بازگرداند.
از نظر پولانی، منادیان دکترین لسهفر به دنبال این هستند که جامعه را تابع اقتصاد بازار کنند، در دیدگاه این افراد اقتصاد بازار فرآیندی خودتنظیمگر تلقی میشود، حال آنکه از نظر پولانی، این یک پروژۀ اتوپیایی است، زیرا اقتصاد همیشه مجموعهای از فرآیندهای اقتصادی بوده است[7].
بهعبارت دیگر در فاز نخست با گسترش این نوع خاص از شرکتهای پلتفرمی، پوشش اجتماعی (بهعنوان نمونه سیاستها، قوانین و سازوکارهای اجرایی مربوط به حمایتهای تامین اجتماعی یا مسئولیتهای شرکتها در قبال کارکنان و مشتریان و…) که حول فرآیندهای اقتصادی شکل گرفته بود با تردیدها و چالشهای جدی و بنیانافکنی روبهرو شده و پس از چندی جریان مقابل در پی سازگاری با شرایط ایجادشده متوجه ضرورت بازتعریف برخی سیاستها و قوانین در این حوزه گردیده و شرایط نو پیشآمده لزوم تمهیدات نو سیاستی و نظارتی را برای محدودکردن قدرت خصوصی که نظم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را تهدید میکند، ایجاب مینماید و همین موضوع موجب میگردد که دولتها به سمت سیاستگذاری و تصویب قوانین جدیدی جهت محدودکردن قدرت فزایندۀ این پلتفرمها بروند.
محورهای اساسی مسائل اقتصاد سیاسی پلتفرمهای دیجیتال
بهعنوان شاهدی برای مدعای پیشتر عنوانشده میتوان به تغییرات قانونی مربوط به پلتفرمهای دیجیتال در اتحادیۀ اروپا اشاره کرد، بهویژه قانون پیشنهادی برای «بازارهای دیجیتال»[8] و «قانون خدمات دیجیتال»[9] که نشاندهندۀ تغییر در تاکید نظارتی از سیاست و قانون رقابت (و ضدانحصار) به سمت اشکال فشردهتر و فراگیرتر از مقررات اجتماعیاقتصادی است. برای فهم عمیقتر این موضوع همان گونه که عنوان گردید ما نیاز داریم تا محورهای اساسی که مسائل اقتصاد سیاسی پلتفرمهای دیجیتال حول آنها شکل میگیرند و این مسائل جریانات سیاستگذاری اقتصادی را کانالیزه کرده و جهت میدهند، شناخته و احصا کنیم. با توجه به آنچه عنوان شد محورهای اساسی که مسائل اقتصاد سیاسی پلتفرمهای دیجیتال حول آن شکل میگیرند را میتوان حول دو موضوع کلی طبقهبندی کرد:
کنشهایی که از سوی سیاستگذار نسبت به فضای کسبوکارهای پلتفرمی شکل میگیرد که موضوعاتی از قبیل مسائل حقوق مالکیت این پلتفرمها بالاخص در موضوع دادههای کاربران، تعارضات مربوط به مدل کسب و کار این پلتفرمها و حقوق و قوانین حریم شخصی کاربران، ناسازگاری زمانی سیاستهای حاکمیتی و چالشهای نوپدید این پلتفرمها، تغییر دینامیک اجتماعی تحولات نهادها و سازمانهای حاکمیتی توسط پلتفرمها، مباحث مربوط به حمایتهای اجتماعی و…
واکنشهایی که کسبوکارهای پلتفرمی و اکوسیستم این پلتفرمها در پاسخ به سیاستهای حاکمیت (ناظر به مسائل فوقالذکر) از خود نشان میدهند.
سه پرسش اساسی
در همین راستا دو مورد فوق را به سه پرسش مشخصتر و روشنتر زیر میشکنیم تا بتوانیم به تبیین و تحلیلی جزئینگرانهتر و دقیقتر برسیم و سعی خواهیم کرد که در سه بخش بعدی پاسخ خود را با توجه به این سه پرسش صورتبندی کنیم:
ناظر به موضوع نخست فوق، این پرسش مطرح میگردد که به چه دلایلی حاکمیت نمیتواند نسبت به پلتفرمهای آنلاین بزرگ که نمونههای بااهمیت آنها در ایران شامل اسنپ، دیجیکالا، تپسی، کافهبازار، علیبابا، دیوار، آپارات، نماوا، فیلیمو و … میشوند، حساسیت نشان ندهد.
ناظر به موضوع دوم، به این پرسش پاسخ خواهیم گفت که چرا این پلتفرمها باید پیوسته مترصد سیاستهایی اغلب ضدونقیض و بسیار چالشبرانگیز باشند که حتی ممکن است جهت و مسیر توسعه آنها را دچار تغییرات اساسی کند و به هیچ عنوان این موضوع را متغیری غیرقابل انتظار نپندارند.
و نهایتا به این پرسش پاسخ خواهیم گفت که چگونه میتوان پیامدهای نامطلوب روند پیشرو را کمینه کرد و حتی در برخی موارد خاص و مشخصی روند مذکور را بهمثابۀ فرصتی متفاوت از فرصتهای مانوس قبلی تلقی نموده و هوشمندانه از آن بهره برد. در این بخش به راهکارها و همچنین ابزارهایی سیاستی برای سیاستگذار و راهبردها و ابزارهایی برای کسبوکارهای پلتفرمی خواهیم رسید که هدف پیشتر عنوانشده را بتوان از خلال آنها محقق نمود.
ادامۀ این مطلب را میتوانید در اقتصاد سیاسی پلتفرمهای دیجیتال (2) مطالعه فرمایید.
[1] Market capitalization of Meta (Facebook) (FB)” ,www.companiesmarketcap.com, 2022
[2] Amazon Net Worth 2010-2022″, www.macrotrends.net, 2022
[4] The 2020 World’s Most Valuable Brands”, www.forbes.com, 2020
[5] . برای نمونه میتوان به دستورالعمل تجارت الکترونیک سال 2000 اتحادیه اروپا که بر سه اصل: کشور مبدا (the origin of country)، رژیم مسئولیت محدود (safe harbour principle) و ممنوعیت الزام کلی نظارت (general obligation to monitor) مبتنی است، اشاره نمود. که در جریان شکلگیری بحث “مسئولیت پلتفرمها” که به طور عمده با هدف تنظیمگری بازیگران خارجی و به طور ویژه پلتفرمهای امریکایی مطرح شده بوده بود، رفته رفته رژیم مسئولیتِ محدودِ دستورالعملِ تجارت الکترونیک سال 2000 را با چالش روبهرو ساخت و با شناسایی بازیگرانی جدید که در قبال محتوا نقش منفعل نداشتند، نظام مسئولیت نامتقارنی شکل گرفت و برخی از پلتفرمها به دلیل ماهیت متفاوت عملکردیشان در قبال محتوا یا فعالیت بر بستر خود، دارای سطحی از مسئولیت شدند. نمونه این نظام نامتقارن مسئولیتی، دستورالعمل رسانههای صوتیوتصویری سال 2018 اتحادیه اروپا است. که در آن نخستین بار موجودیتهایی با ماهیت پلتفرمی به نام پلتفرمهای اشتراکگذاری ویدئو نظیر یوتیوب به عنوان رسانه صوتی و تصویری شناسایی شده و الزاماتی را برای آنان تدوین کردند.
(ح. اکبری نوری, “نگاهی دقیقتر به تنظیمگری خدمات دیجیتال در اتحادیه اروپا,” اندیشکده حکمرانی شریف, تهران, 1401.)
[6] K. Polanyi, “The Great Transformation,” Beacon, Boston:, 2001, p: 397
[7] K. Polanyi, “The Great Transformation,” Beacon, Boston:, 2001, p: 397
۳. اقتصاد سیاسی پلتفرمهای دیجیتال در ایران (3) – بهزودی…
https://hatefcenter.org/fa/wp-content/uploads/2022/10/پلتفرمهای-دیجیتال.jpg404720امیر محمدیدوستامیر محمدیدوست2022-10-16 15:59:052023-11-05 18:18:05اقتصاد سیاسی پلتفرمهای دیجیتال در ایران (1)
در اپیزود سوم پادکست دوسیه، روانشناسان موفقیت، روشنفکران، روحانیون و سلبریتیها بهعنوان چهار گروه دارای مرجعیت فکری و فرهنگی برای بخشی از ایرانیان امروز معرفی شدند و از بین آنها قشر مورد هدف روانشناسان موفقیت بودند. به نظر میرسد این گروه امروزه به شکل گستردهای در تمامی حوزههای زندگی شامل مدرسه، دانشگاه، ارتش، روابط عاطفی و جنسی و… نفوذ کرده و موثر هستند. مردم به وفور به آنان مراجعه کرده و در مورد حساسترین مسائل زندگیشان از آنان نظرخواهی میکنند. در حالی که میتوان پرسید آیا این قشر در این حدی که مورد توجه واقع شدهاند قادر به بهبود اوضاع و حل مشکلات هستند؟ به علاوه این میزان از اقبال امروز ایرانیان به روانشناسان امری است که در دهۀ قبل به وضوح بسیار کمتر بوده. پس به منظور فهم بهتر چگونگی و چرایی این پدیدۀ نسبتا نو یعنی تاثیر و مرجعیت بالای روانشناسان موفقیت دکتر علی شهاب ، نمایندهای از جامعۀ روانشناسان، میهمان این اپیزود پادکست دوسیه بود و با وی گفتوگو شد.
سوالات اصلی که کل گفتوگو پیرامون آنها شکل گرفتند عبارت از موارد زیر هستند:
آیا روانشناسی در ایرانِ امروز نفوذ بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده است و روانشناسان مرجعیت فکری و فرهنگی برای جامعۀ ایران دارند؟
آیا روانشناسی فردگرا است یا خیر؟ اگر هست آیا این فردگرایی اشکالی بر آن است یا خیر؟
آیا میتوان این پدیده را روانشناسی جریان غالب در نظر گرفت که مجموعهای از آموزههای مشخص از طریق آموزش به دانشجویان منتقل میشوند؟
آیا روانشناسی علم است و اگر علم است به چه معناست؟ یعنی کدام ویژگی روانشناسی باعث میشود علمی شود و روانشناسی زرد چه ویژگیهایی ندارد که باعث میشود علمی نباشد؟ آیا روانشناسی هم قوانینی ماندن آنچه در علم فیزیک مطرح میشود دارد؟ اگر نه چرا؟
اگر روانشناسی اثربخشتر از روشهای دیگر (روشهای رقیب) است، پس چرا یک عده از جامعه دنبال آن روشها رفته و دنبال روانشناسی نمیروند؟ آیا فقط در کشور ما به سراغ راههای زرد غیر روانشناسی میروند؟
فساد که تعریفش سوءاستفاده از قدرت برای منفعتهای شخصی است، پدیدهای اجتماعی است که پیامدهای بسیار اثرگذاری بر مردم در سراسر جهان دارد. به همین دلیل لازم است مطالعات دقیق و مبتنی بر شواهد به صورت گسترده در این حیطه انجام شوند که معتبر و کاربردی باشند. اگرچه عمده مطالعات در این زمینه را شاخههایی مانند اقتصاد، علوم سیاسی و جامعهشناسی انجام دادهاند اما در این مطالعات تمرکز بر سطح کلان بوده است. در حالی که این پدیده را در سطح خرد هم میتوان مطالعه کرد. از شاخههایی که این سطح خرد را مطالعه میکنند روانشناسی اجتماعی است.
تعارض منفعتها در تنگناهای اجتماعی
در روانشناسی اجتماعی فساد به صورت یک تنگنای اجتماعی دیده میشود و این یعنی فساد موقعیتی است که در آن منفعت فرد در کوتاهمدت با منافع جمعی در بلندمدت مقابل هم قرار میگیرند. در فساد فرد قدرتمند با تعارض بین سوءاستفاده از قدرت و استفادۀ مسئولانه از آن مواجه میشود. بهعبارت دیگر فرد بین اینکه مرتکب فساد (سوءاستفاده از قدرت) شود یا خیر قرار میگیرد که در صورت ارتکاب فساد در خدمت منافع شخصی کوتاهمدتش میشود و در غیر این صورت یعنی عدم فساد (استفادۀ مسئولانه از قدرت) در خدمت علائق جمعی در بلندمدت قرار میگیرد. هنگامی که فرد قدرتمند در «تنگنای فساد» قرار میگیرد عواقب مثبت و منفی موردانتظارش از فسادکردن را مجسم میکند. یعنی فرد قدرتمند درگیر پیشبینیکردن میشود. پیشبینی فساد حداقل دو دسته را در برمیگیرد: اول اینکه فرد قدرتمند هنگام مواجهه با تنگنای فساد عواقبی که گریبان خودش را میگیرند به صورت ذهنی پیشبینی میکند. دوم اینکه فرد قدرتمند بهدلیل اینکه بر منابع مشترک قدرت دارد در مورد پیامدهای جمعی هم پیشبینی میکند. مثلا یک پلیس فاسد از رشوه در کوتاهمدت منفعت میبرد اما در طولانیمدت از اینکه نیروی پلیس کمتر قابلاعتماد دیده میشود نیز آسیب میبیند.
در ساحت روان، افراد عواقبِ فوریِ فردی را در برابر عواقب طولانیمدت جمعی میبینند. بهخاطر نادیدهانگاشتن زمانی (یعنی نتیجۀ مطلوبی را در آینده کمارزشتر از زمان حال ادراککردن) عواقب منفی طولانیمدت برای جمع در مقایسه با عواقب فوری برای خود فرد نادیده گرفته میشود. این تنگنای زمانی در قلب تمامی اشکال فساد وجود دارد و در پس زمینۀ نقش مهم شناختهای مرتبط با پیشبینیکردن در تصمیمگیری فساد دیده میشود. بهعلاوۀ فهم اصل کلی اشارهشده لازم است برای درک بهتر ماهیت فساد بین فساد فردی و بینفردی تمایزی را قائل شویم. هریک از این دو نوع فساد فرآیندهای تصمیمگیری متفاوتی را با توجه به تصویرهای ذهنی پیامدهای موردانتظار در آینده دربرمیگیرند.
فرار مغزها از ایران به مهاجرت متخصصین و نخبگان علمی از ایران گفته میشود که یکی از معضلات اجتماعی، اقتصادی و آموزشی کشور ماست. بنا بر آمار منتشرشده توسط رصدخانۀ مهاجرت ایران در سال 1400، در بین چهار گروه فعالان استارتاپها، پزشکان و پرستاران، اساتید، محققان و پژوهشگران و دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی بین 63 تا 71 درصد از افراد تمایل زیاد یا بسیار زیاد به مهاجرت از ایران دارند. جالبتر آنکه بین 56 تا 87 درصد این گروهها تمایل خود به مهاجرت را تا حد زیاد یا بسیار زیادی حاصل از شرایط عمومی کشور میدانند. هرچند که افزایش قیمت ارز و همهگیری کرونا در سالهای اخیر باعث کاهش نسبی نرخ مهاجرتها شده است ولی تمایل به مهاجرت از کشور و نارضایتی ایجادشده در پی آن نشاندهندۀ وخامت اوضاع در بین گروههای تحصیلکرده و نیروی کار ماهر در کشور است.
بهعنوان یک نمونۀ بسیار عینی از این وضعیت، اندیشکده هاتف در طی یک گزارش اجمالی پیرامون پدیدۀ فرار مغزها از ایران، تا حد امکان به رهگیری محل زندگی رتبههای برتر کنکور از سال 1380 تا سال 1395 پرداختهاست.
طبق این بررسی که از طریق دادههای شبکههای اجتماعی بدست آمده، محل سکونت و اشتغال ده نفر اول کنکور سراسری ریاضیفیزیک از سال 1380 تا سال 1395 را تا حد امکان بررسی کردیم و طبق اطلاعات به دست آمده 115 نفر از آنها در ایران حضور ندارند. آمریکا، کانادا و سوئیس از جمله کشورهایی بودند که این دانشجویان برای ادامه تحصیل، کار و زندگی انتخاب کردهاند. همانطور که در نمودارهای زیر مشاهده میشود به طور متوسط بیش از 78 درصد نخبگان دیگر به کشور باز نگشتهاند.
متن ذیل باید متنی سیاستی میبود که در یک ساختار سیاسی عقلانی بهعنوان راهی برای یادگیری سیاستی در نظر گرفته میشد ولی اکنون تنها میتوانیم آن را برای آیندگان خود به یادگار بگذاریم.
نظام سیاسی باید بتواند بین سه مفهوم منتقد، معترض و معارض خودش تفکیک کند. گروه اول کسانی هستند که قصد ایجاد تغییرات اساسی در ساختار سیاسی را ندارند ولی وقتی با یک تصمیم یا سیاست اجرایی مخالف باشند، مخالفتشان را اعلام میکنند و بهترین فرصت یادگیری و اصلاح را برای حکومت فراهم میکنند. در واقع در یک سیستم سیاسی، نهادهایی مانند اندیشکدهها قرار است این نقش را ایفا کنند (طبعاً اندیشکدهها کارکردهای همراهتری هم با ساختار قدرت دارند ولی در تمامی این فعالیتها، حالت انتقادگونه ایشان در نسبت با کنشهای سیاسی موجود و لزوم اصلاح آنها وجود دارد).
معترضین کسانی هستند که ممکن است با کلیت یک نظام سیاسی مخالف و یا بیتفاوت باشند ولی فعلاً کاری با نظام سیاسی ندارند و اعتراض فعلیشان به یک یا مجموعهای از اقدامات حاکمیت است. این معترضین همانهایی هستند که در قانون اساسی هم به آنها اجازه اعتراض داده شده است. حاکمیت «عاقل» به این گروه اجازه بیان صریح اعتراضشان را میدهد و برای راضیکردن ایشان دست به اقدامات اصلاحی مختصر یا گستردهای میزند و این فرصت را هم برای یادگیری سیاستی از دست نمیدهد.